یورش نیروهای امنیتی به منزل نوشین محمودی، مادر علیرضا انجوی از جانباختگان راه آزادی در اعتراضات آبان ۱۳۹۸، بار دیگر سیاست فشار و ارعاب علیه خانوادههای دادخواه را آشکار کرده است؛ سیاستی که با احضار، بازجویی، محدودیت رفتوآمد و تهدید خانوادههای جانباختگان راه آزادی ادامه دارد
کانون حقوق بشر ایران، یکشنبه ۱۷ خردادماه ۱۴۰۵ – فشار بر خانوادههای جانباختگان راه آزادی همچنان ادامه دارد. بر اساس گزارشهای دریافتی، نیروهای امنیتی روز ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ با یورش به منزل نوشین محمودی، مادر علیرضا انجوی از جانباختگان راه آزادی در اعتراضات آبان ۱۳۹۸، اقدام به تفتیش منزل و ضبط وسایل شخصی وی کردند. این اقدام در حالی صورت میگیرد که طی سالهای اخیر خانوادههای دادخواه به دلیل پیگیری حقیقت، برگزاری مراسم یادبود و مطالبه عدالت، بارها هدف تهدید، احضار، بازداشت و فشارهای امنیتی قرار گرفتهاند.

چرا نوشین محمودی هدف فشارهای امنیتی قرار گرفته است؟
بر اساس اطلاعات منتشرشده، حدود ۱۰ مأمور امنیتی عصر روز ۱۳ اردیبهشتماه با حضور در منزل نوشین محمودی در شیراز، اقدام به بازرسی منزل وی کردند. در جریان این عملیات دو دستگاه تلفن همراه و یک دستگاه پرینتر رنگی ضبط و منتقل شد.
پس از این یورش، به نوشین محمودی اعلام شد که برای دریافت وسایل ضبطشده باید در تاریخ ۱۶ اردیبهشت به مکانی موسوم به «پلاک ۱۰۰» مراجعه کند. اما به گفته منابع مطلع، پس از حضور وی در این محل، او را در اتاقی محبوس کرده و مورد بازجویی قرار دادهاند.
گزارشها حاکی است که چند بازجوی مرد بدون معرفی هویت یا ارائه هرگونه مدارک قانونی، درباره ارتباط احتمالی وی با سازمان مجاهدین خلق از او بازجویی کردهاند. همچنین به وی اعلام شده است که تا زمان صدور احضاریه و تعیین تکلیف پرونده، حق خروج از شیراز و ترک کشور را نخواهد داشت.
علیرضا انجوی چگونه جان باخت؟

نوشین محمودی مادر سید علیرضا انجوی است؛ جوانی که در جریان اعتراضات آبان ۱۳۹۸ در شهر صدرا شیراز با اصابت گلوله به پیشانی جان خود را از دست داد.
علیرضا انجوی متولد ۱۱ بهمن ۱۳۷۱ و تنها فرزند خانواده بود. وی فارغالتحصیل رشته معماری و مشغول فعالیت حرفهای در حوزه طراحی و مشاوره پروژههای دانشگاهی بود.
بر اساس روایت مادرش، روز ۲۵ آبان ۱۳۹۸ علیرضا پس از پایان کار قصد بازگشت به منزل را داشت اما در میان اعتراضات گرفتار شد. خانواده او برای روزها از سرنوشتش بیخبر بودند و در مراجعات مکرر به مراکز مختلف تنها پاسخهای متناقض دریافت میکردند.
نوشین محمودی در روایت خود گفته است که پس از یک هفته بیخبری، از طریق تلفن همراه فرزندش با او تماس گرفته شد و هنگامی که برای تحویل گرفتن پسرش مراجعه کرد، با پیکر بیجان او روبهرو شد. به گفته وی، گلوله مستقیماً به پیشانی فرزندش اصابت کرده بود.
